آنيتاآنيتا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره

آنيتا ثمره عشق مامان و بابا (آنیتا فرشته ای از جنس آسمان)

چشم پزشکي

1391/11/11 16:49
نویسنده : شهرزاد
378 بازدید
اشتراک گذاری

روز يکشنبه ساعت 16:30 با دکتر صالح پور وقت داشتيم

با اينکه صبح ساعت 5 بيدار شده بودم و 6 از خونه بيرون زده بودم و  کل روز رو درگير همايشي در برج ميلاد بودم

با عجله خودمو رسوندم ميدونستم امروز پدري وقت نميکند ما رو همراهي کنه

شما ساعت 16 به خواب ناز رفتي و خداروشکر تو مطب زياد اذيت نشدم

دکتر که معاينه کرد ميگفت باتوجه به سير تکامل رو به پيشرفت شما ؛عکس العمل هاي بينايي خيلي خوب پيش نرفته اما نويد ميداد هرچه حرکت تو دخترک بيشتر شود اين وضعيت رو به بهبود مي رود

ميگفت اصطلاح تاخير بينايي علمي است و در مورد شما کوشولوي من جاي نگراني نداره

با اينحال به سختي و باز با کوله باري از غم بر روي دوش به سمت خانه حرکت کرديم

پدر حسابي خونه رو مرتب کرده و غذا درستيده بود تا منو خوشحال کنه

تو اداره چند روزيه که بچه ها متوجه نگراني و استرس من شده اند

ميگويند اين روزها همش تو فکرم

گفته ام که همه زندگي من در سلامت تو خلاصه شده

اين ديگر جاي سوال ندارد

نگراني مادرانه

نگراني مادر براي راه رفتن  شايد دويدن

بازي کردن

از مرور و فکر کردن اين نگراني ها خسته ام

آنيتا زود خوب شو

طاقت مادر رو به اتمام است

ميدانم که ميفهمي

دوستت دارم.....

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان تینا
11 بهمن 91 17:36
خوب میشه

باور کن

یکم صبر همین

سخته خیلی سخته میدونم

ولی مطئنم روزهای آفتابی خانواده 3 نفره شما تو راهه

مرسي گلکم
خدا دخمل خوشگلتو حفظ کن
بوووووووس
شادي
13 بهمن 91 3:20
ايشالله كه پيشترفت ها به سرعت سر و كله شون پيدا ميشه .
توكل كن به خدا .


گاهی وقتا از نگاه کردن به روزای کسالت بارم خسته میشم
اما همون امید به آینده هست که یه ذره دلمو شاد میکنه و کمک میکنه سرپا باشم
مرسی
mahkame
23 بهمن 91 1:13
behtariniiiiii ,,, rozaye khosh nazdike aziizam tavakol kon ,, mibosamet mamani


عزیز دلم
مرسی
ببخشید این روزا حال خوبی نداشتم که جواب تل و است رو ندادم
شرمنده دوستم